وی پیشینه آشنایی دکتر حسابی و شهید مطهری را به اعتقاد بسیار عمیقی می داند که علامه جعفری به شهید مطهری داشته است. وی با اشاره به این موضوع می گوید: وقتی علامه جعفری با پدرم آشنا شدند، خیلی جوان بودند. آن روزها که به دیدار ایشان می آمدند، از شخصیتی بسیار وارسته و متفکر در حوزه های علمیه صحبت می کردند و همین علاقه، اشتیاقی نیز در آقای دکتر حسابی به وجود آورد تا نشستی با شهید مطهری داشته باشند.
وی در عین حال می گوید: علاوه بر علامه جعفری، آیة ا... شریعت و محمد سنگلجی نیز در آشنایی دکتر حسابی با تفکر جدید روحانیت نقش داشتند. ضمن آنکه می توان به ارتباط نزدیک آیة ا... بروجردی با دکتر حسابی نیز اشاره کرد، چنانکه به خاطر دارم هر گاه به نزد آیة ا... بروجردی می رفتیم، آقای دکتر به ایشان می گفتند شما از طلبه های باهوشتان که قدرت تحمل دارند و یکسو نگر نیستند، عده ای را انتخاب کنید و به دانشگاه تهران بفرستید تا با پیشرفتهای جدید علمی آشنا شوند و گفته های خود را بر اساس این یافته ها ارایه دهند.
مهندس حسابی در ادامه به برگزاری اجلاس بزرگداشت علمای جهان در دانشگاه شیکاگو در سال 1948 اشاره می کند؛ اجلاسی که دکتر حسابی به عنوان نماینده ایران در آن شرکت داشته است. وی ادامه می دهد: موضوع سخنرانی ایشان «نقش روحانیت در توسعه علمی ایران» بود. تصور کنید در شرایطی که بسیاری خود را به شاه می چسباندند تا خود را متجدد نشان دهند و مقامی بگیرند، دکتر حسابی این چنین به روحانیت و دستاوردهای علمی آن اشاره دارد.
وی ادامه می دهد: بسیاری از ما وقتی یک دانشگاه، مدرسه غیر انتفاعی و یا حتی شرکتی را تاسیس می کنیم، محال است که به جز طرز تفکر مشابه و یا رفقایمان، فرد دیگری را همراه خود کنیم؛ چون می گوییم به فرد و یا افرادی غیر آن اعتماد نداریم.دکتر حسابی می گفتند تفاوت رضاشاه و پسرش این بود که پدرش فهمیده بود که جبران بی سوادی اش را افراد عالم می کنند، بنابر این وزرای خود را افرادی مثل مرحوم ذکاء الملک، رفیع الملک و افراد تحصیل کرده انتخاب می کرد، اما وقتی پسرش به همراه فردوست برای تحصیل به سوئیس رفت، فردوست با فوق لیسانس برگشت و او حتی دیپلمش را هم نتوانست بگیرد و به همین دلیل هم بود که از افراد برجسته خوشش نمی آمد.
وقتی مرحوم حکیم الملک برای استعفا نزد شاه می رود به توصیه ثریا از وی می خواهد تا جانشینی برای خود انتخاب کند. حکیم الملک نیز مورخ الدوله سپهر که سالها معاون وزیرخارجه و وزیرخارجه بوده است را معرفی می کند. مورخ الدوله سپهر قبول این مسؤولیت را به شرطی موکول می کند که اعضای کابینه اش را خود انتخاب کند و شاه دخالتی در این مساله نکند. شاه موافقت می کند. در فهرست وزرا می توان افرادی چون پروفسور هشترودی، دکتر هدایتی، دکتر حسابی را مشاهده کرد.مورخ الدوله با دکتر حسابی برای پذیرفتن وزارت فرهنگ مذاکره می کند.
دکتر حسابی نیز قبول این مسؤولیت را به این مسأله موکول می کند که شاه قول دهد در انتخاب وزرا دخالت نکند؛ چون در این صورت تنها گروهی که از تمام روستاها و قصبات رأی می آورند و قوه مقننه را شکل می دهند روحانیت اند، چون هیچ گروهی مثل روحانیت در نزد مردم نفوذ ندارد.
وی ادامه می گوید: مرحوم پدرم می گفتند با حضور روحانیون در مجلس پس از مدتی شما قوه مقننه بسیار پیشرفته و متشکل از برجسته ترین طبقات روشنفکر و نوآور روحانی خواهید داشت و کشور علاوه بر دموکراسی با توسعه نیز آشنایی پیدا خواهد کرد. مورخ الدوله این پیشنهاد را به شاه منتقل می کند و شاه می گوید ظرف یک ماه آینده آن روحانی را که بخواهد این کار را انجام دهد، از دربار معرفی می کنیم. پس از اینکه مورخ الدوله این موضوع را با دکتر حسابی مطرح می کند، دکتر می گوید من می خواهم خودم شاه را ببینم و موضوعی را به وی بگویم. در دیداری دکتر به شاه می گوید: روحانیتی که از دربار معرفی شود، قدرت، توان و فهم انجام این کار را ندارد.
من یک روحانی ( آیة ا... مطهری) را سراغ دارم که فرد اندیشمندی است و با نوآوری های روز دنیا آشنایی دارد. ما به اتفاق یکدیگر این کار را انجام می دهیم. پس از مدتی شاه به مورخ الدوله پیغام می دهد که به دکتر حسابی بگوید نه تو را می خواهیم و نه مطهری را.
ایرج حسابی می افزاید: حدود هفتاد سال در روزهای جمعه تعداد زیادی از علما، فضلا، استادان دانشگاه و شاعران نزد دکتر حسابی می آمدند و دستاوردهای تحقیقاتی، مقالات و یا اشعار خود را ارایه می کردند. در این روز شهید مطهری و مرحوم علامه جعفری یک ساعت زودتر به منزل دکتر می آمدند تا به رغم تمام مشغله کاری خود با رخدادهای تازه دنیای علم مطلع شوند. پس از آنکه دکتر علی جوان ( که شاه حاضر نشد 135 هزار دلار برای لیزر گازی به او بدهد و گفته بود ما این قدر پول نداریم خرج این آدمها کند، اما یک میلیون دلار کانتینر ریش و سبیل برای جشنهای شیراز خریده بود.) لیزر گازی را در آمریکا اختراع کرد و به دلیل علاقه به دکتر حسابی اولین لیزر را پس از آمریکا در ایران راه انداخت، سه جلسه صبح و عصر شهید مطهری می آمدند و مراحل نصب آن را تماشا می کردند.
اینکه یک روحانی در آن برهه این گونه به پیشرفتهای علمی علاقه نشان بدهد، خیلی قابل تأمل است. یا وقتی دکتر حسابی تردید می کردند که می توانند تئوری بی نهایت بودن ذرات را مطرح کنند یا نه. این، شهید مطهری بودند که به ایشان می گفتند، بروید مطرح کنید. شد شد نشد نشد، فکر جدیدی است و من گمان می کنم این همان وحدت وجود باشد. فکرش را بکنید فردی این قدر فلسفه بداند، عاشق فیزیک باشد و ابعاد جهانی را بداند که بتواند یک فیزیکدان را تشویق کند تئوری اش را در مجامع جهانی مطرح کند.
فرزند دکتر حسابی به روزهای کودکی خود و برخوردهای شهید مطهری با کودکان نیز اشاره می کند و می افزاید: آقای دکتر به من می گفتند وقتی داخل اتاق می شوی، ببین گوشه های این قبای آقای مطهری رفتگی دارد، اما همیشه پولشان در خرید کتاب صرف می شود و به فکر ظاهرشان نیستند. شخصیتهای مختلف که به دیدار دکتر می آمدند، فرزندانشان را هم با خود می آوردند.
آقای دکتر اصرار داشتند ما بچه ها در این جلسات بنشینیم. آقای مطهری از قیافه ما می فهمیدند که حوصله مان سر رفته و گاهی به شوخی می گفتند، شما وقتتان را تلف نکنید بروید و همان دوچرخه هایتان را سوار شوید. از این برخورد می توانید محبتی را که ایشان به بچه ها داشتند، درک کنید. گاهی در سر نماز از جیب قبایشان نقل و نبات در می آوردند و روی جانماز می ریختند. روزی آقای دکتر از ایشان پرسیدند که چنین کاری در نماز اشکال ندارد، گفتند نه، بچه ها باید با خوشحالی تشویق به اسلام شوند.
وی در تشریح دلیل ارتباط صمیمی مرحوم دکتر حسابی و شهید مطهری می گوید: استاد مطهری بیش از 40 سال در جلسات علمی در منزل دکتر حسابی حضور می یافت. مادرم می گفت، دل بده، دل بستان. آقای دکتر می گفت، اگر روزی خواستی کسی حرفت را گوش کند باید ابتدا ثابت کنی دوستش داری. صندلی که آیة ا... مطهری بر روی آن می نشستند، پدرم با دستانشان ساخته بودند. ایشان نجار نبودند. یازده ماه هم ساختن آن طول کشید؛ یعنی من نجار تو هستم و قدم تو روی چشم من است.
این صندلی نسبت به صندلی خود دکتر و سایر صندلی ها تقریباً 30 سانتی متر بلندتر است؛ یعنی شما که از حوزه علمیه قم آمده و هنوز وارد دانشگاه نشده اید، جایگاهتان از ما بالاتر است. عشق و دوستی دو طرفه است. شهید مطهری هم که روزهای جمعه می آمدند، برای آنکه پاسخ دوستی و محبت را نشان بدهند، یک جایزه در قبایشان بود تا پرسشی از اسلام و قرآن مطرح کنند و بعد به برنده جایزه بدهند .معمولاً از آنجا که دکتر حسابی در بسیاری اوقات برنده می شد، بیشتر جایزه ها را به خود اختصاص می دادند. شما اگر امروز تمام این جایزه ها را کنار هم بچینید یکی از این مهرها، تسبیح ها و جانمازها شبیه یکدیگر نیست. آیا ما این همه مراقبت و مواظبت نسبت به یکدیگر را فراگرفته ایم؟
مهندس ایرج حسابی در ادامه با بیان خاطره ای به نقش شهید مطهری در پیشرفت فعالیتهای علمی اشاره می کند و می گوید: پدرم می گفتند شبهای جمعه منزل مرحوم پدر شیخ الملک اورنگی حدود 200 نفر از علما جمع می شدند و ما که تازه از تحصیلات خارج کشور برگشته بودیم، در این جلسات شرکت می کردیم. روزی صحبت از هستی و نیستی بود.
فردی برای نشان دادن این مفهوم می گفت، جعبه ای داریم که در آن شمعی روشن است. آن را سوراخ می کنیم و نور از آن به داخل اتاق می تابد . به این می گوییم هستی، اگر دستمان را در آن روزنه قرار دهیم می شود نیستی.
پدرم می گویند به ایشان اعتراض کردم و گفتم چه کسی می گوید این هستی و نیستی است . او در پاسخ گفت: کسی که فوکل ندارد و اروپا نرفته است، بی سواد است. دکتر حسابی گفت وقتی احساس کردم به من توهین می شود، با عصبانیت به منزل آمدم. نصف شب شهید مطهری به در منزل ما آمد. با عصبانیت وارد شدند و گفتند آقای حسابی چرا جواب دادی. گفتم آخر ایشان بحث غیر علمی کرده و توهین می کند.گفتند توهین کند، ایشان هم می گوید فردا روی منبر می روم و می گویم دکتر حسابی مهدور الدم است. شهید مطهری می گفت، از ساعت 7 شب که شما بیرون رفتید تا الان روی دست و پای ایشان افتاده ایم که ایشان کوتاه بیاید. ببینید که کار علمی کردن گاهی با چه خطراتی همراه بوده و در برابر این خطرات چه روحانیون شیردلی مثل شهید مطهری بوده اند تا افراد دانشگاهی بتوانند کار علمی کنند.آقای دکتر تعریف می کردند که اوایل انقلاب من به ایشان پیشنهاد کردم که با فلانی صحبت کردم که بروید عضو فرهنگستان شوید، ایشان می گفتند این کار من نیست، اجازه بدهید من در حوزه بمانم و کار خودم را انجام دهم، در حالی که خیلی ها حاضرند هر کاری را انجام دهند تا یک جایی وارد شوند.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۰۰:۱۶
کد مطلب: ۴۵۶۱۶
پروفسور محمود حسابی، بنیانگذار فیزیک دانشگاهی ایران از جمله شخصیتهای برجسته علمی است که پیوند عمیقی با روحانیت دارد. ارتباط وی با شخصیتهایی همچون آیة ا... العظمی بروجردی، آیة ا... محمد تقی جعفری و شهید مطهری نشان از علاقه وی به روحانیت تأثیرگذار و متفکر دارد. مهندس ایرج حسابی در گفتگویی با ما به برخی از مصادیق جالب توجهی از این ارتباط صمیمی اشاره دارد.
زمان مطالعه: ۱ دقیقه




نظر شما